محمد على آزاد كشميرى

355

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

پس از آنجا به شوشتر بازگشت ، و هنوز والد بزرگوارش در حيات بود كه به تدريس و ارشاد مشغول شد . در سخن گفتن و حسن تقرير ، بلبل هزاردستان ، و شكفتگى طبعش ، رشك گلهاى بىخزان است . گوى سبقت از همگنان و افاضل با نام و نشان ربوده و به صيقل سعادت و رياضت ، زنگ كلفت از آئينهء خاطر زدوده . بعد از چندى كه والدش به ملأ اعلى بالگشا گرديد ، امامت جمعه و جماعت به التماس جمهور انام به او رسيد و روزگارى به هدايت مردم و تدريس و ايصال گمگشتگان باديهء ضلالت به جادهء مستقيم ، به كمال عزّت و منزلت داشت . پس از مدتى مديد در ران چپ او دملى به هم رسيد و مدت پنج شش ماه بزرگ مىشد و سر وا نمىكرد و نرم نمىشد . از شدت وجع « 1 » ، آن بزرگوار بىقرار و از حركت عاجز و بر بستر بيمارى افتاده بود . استادان ماهر به روادع « 2 » و ساير تدابير معالجه مىكردند اما فايده‌پذير نبود . بالاخره يكى از جراحان نادان ، بىتحاشا در آن نيشتر دوانيد كه به يكى از رگهاى مفصل رسيد و آن رگ منقطع گرديد . بعد از رنج بسيار كه چند ماه ديگر به يك پهلو افتاده و چرك و ريم از آن جارى بود التيام يافت اما پا به زمين نمىرسيد و بىاعانت چوگان « 3 » كه در زير بغل گيرد قادر بر راه رفتن نبود و ديگر هرچه تدبير نمودند ، حتى جراحات فرنگ را كه در اين پيشه شهرهء آفاق‌اند از بصره طلب داشته معالجه‌ها كردند ، سودى نبخشيد و همچنان آن پاى ، كوتاه و عاطل ماند . آن بزرگوار بعد از اين بليه از وسائل دنيوى بالمره معرض و به افادهء علوم هم چندان التفات نكرد . در گوشهء منزل خويش خمول و انزوا را پسنديد و به اين سبب آن اشتهارى كه فرومايه‌تران از منزلت او را به وسيلهء خودنمائى ميسر آمد ، خدمتش را حاصل نشد . به اين هم اكتفا نكرد ، از شوشتر قطع علايق كرده روانهء عتبات عرش درجات و در كاظمين - عليهما السلام - و ساير روضات بهشت تمثال به معاشرت افاضل و اخيار كامروا است . اللهم بارك بعمره و فضله . اولاد امجاد او : « سيد عزيز اللّه ، سيد نعمة اللّه ، سيد مرتضى ، سيد صادق ، سيد مصطفى » انتهى

--> ( 1 ) . وجع - رنجورى ، دردمندى . ( 2 ) . روادع - داروهائى كه موجب قبض و تنگ گردانيدن عروق عضوى شوند تا مواد عفونى و خارجى نتوانند در داخل عضو راه يابند ( معين ) . ( 3 ) . چوگان - عصا .